اشرف پهلوی در حسرت آرزوهای .../فصل دوم: فسادهای اخلاقی .../ماجرای اختلاف «اشرف» ...
روابط غیر اخلاقی و فساد آلود، یکی از وجوه مشخصه اشرف پهلوی بود که در بازشناسی شخصیت وی باید مورد توجه قرار گیرد. اشرف خصلت گرایش به فساد و ایجاد روابط غیر اخلاقی را از نخستین سالهای بلوغ داشت و مسئله کشف حجاب در سال 1314 که مصادف با دوران نوجوانی وی بود، به این امر دامن زد و آن را تشدید کرد و موجب شد تا او به گونه ای بی پروا تر با پسران همسن و سال خود ارتباط و دوستی برقرارکند.
اشرف در این سالها هرروز با یکی بود و مانند دستمال کاغذی مردها را عوض می کرد. در خاطرات به جای مانده از رجال و دولتمردان دوران پهلوی اشارات صریحی به بی بند و باری اخلاقی اشرف پهلوی وجود دارد. از جمله یادداشت های اسدالله علم و
53
خاطرات ارتشبد فردوست که هر دو از سال های کودکی و نوجوانی در دربار پهلوی حضور داشتند.
فردوست درباره اینگونه روابط و انحرافات اشرف می گوید:
«در دورانی که [اشرف ] همسر مهدی بوشهری بود، مدتی عاشق دکتر غلامحسین جهانشاهی که در کابینه علم وزیر بازرگانی بود [گردید ] و پس از اینکه از وزارت برکنار شد، او را رئیس دفترش کرد و در عین حال معشوقه اش نیز بود. ولی این علاقه شدت نداشت. چند بار نیز ذوالفقار علی بوتو که در آن موقع وزیر خارجه پاکستان بود، به تهران آمد، اشرف با او بود .» " 1 ".
اشرف مدت زمانی هم به دنبال ابوالحسن ابتهاج " 2 ". بود و برای جلب توجه او و بهره برداری از موقعیتی که وی به عنوان مدیر عامل سازمان برنامه داشت، طرح و برنامه هایی اجرا می نمود .
در آن سالهای سیاه میلیون ها دلار از کیسه بیت المال خرج سفره های متعدد اشرف پهلوی به همراه معشوق هایش به خوش آب و هواترین نقاط جهان می شد:
«برابر مفاد یک سند دربین اسناد مهندس شریف امامی، چند سند مربوط به هزینه های سفره های اشرف پهلوی ... دیده می شود که
| پاورقی |
54
تنها یکی از اسناد روشن می کند، اشرف پهلوی برای سفر به برزیل یک میلیون و سیصد هزار دلار، خرج کرده است. در سند دیگر هزینه سفر خواهر شاه و همراهانش به سوئیس 300 هزار دلار آمریکایی شده است که با توجه به سفرهای متعدد اشرف به کشورهای مختلف روشن می شود که اشرف پهلوی هر سال 100 میلیون تومان هزینه سفر به خارج را از بیت المال ملت برداشت می کرده است .» " 1 ".
اشرف عادت داشت در این سفرها یکی از معشوق های خود را نیز با هزینه بیت المال به خارج از کشور ببرد، اما در این میان بودند مردانی که سالها معشوق اشرف بودند، از جمله این افراد می توان به پرویز راجی " 2 ". اشاره کرد. پدر پرویز (کامران ) راجی دکتر عبدالحسین راجی از فراماسونرهای سرشناس در کابینه منوچهر اقبال بود.
به روایت اسناد منتشره از سوی ساواک « پرویز راجی» ابتدا به عنوان طفل شیرین « هویدا» و پس از آن به عنوان معشوق اشرف حتی در میان دربار شناخته شده بود:
«عطف به مرقومه شماره 12796 مورخه 18 / 10 / 1348 درباره عزیمت جناب آقای راجی، رئیس دفتر جناب نخست وزیر در التزام والا حضرت شاهدخت اشرف پهلوی به منظور کمک در کارهای والاحضرت معظم له ها در کمیته بین المللی حقوق بشر وابسته به سازمان ملل متحد به آمریکا ضمن اعلام موافقت جناب نخست وزیر، خواهشمند است، دستور فرمایند تاریخ مسافرت را
| پاورقی |
55
به اطلاع آقای راجی برسانند ....
وزیر مشاور - هادی هدایتی » " 1 ".
و در سندی دیگر آمده است:
«به عرض می رساند ؛
جناب آقای هویدا نخست وزیر محترم اظهار می دارند که به آقای پرویز راجی مأموریت داده شد، در التزام رکاب والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی به آمریکا عزیمت نمایند.
دفتر دربار شاهنشاهی » " 2 ".
ضمن آنکه مدارک به جا مانده از ساواک، مؤید این واقعیت است که اشرف حتی دیناری از حساب شخصی خود بابت سفرهای متعدد خود خرج نمی کرد و به جای آن هزینه سفرهای حتی تفریحی خود را هم از بیت المال تأمین می نمود:
«جناب آقای علم وزیر دربار شاهنشاهی
برای انجام هزینه های مربوط به مسافرت والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی که مقرر کرده بودند مبلغ سه میلیون و هشتصد و بیست و پنج هزار ریال هم ارز [ معادل ] پنجاه هزار دلار طی یک برگ چک 585922، مورخه 17 / 11 / 1349 به ضمیمه ارسال می شود، خواهشمند است وصول آن را اعلام فرمایید.
امیرعباس هویدا» " 3 ".
حسین فردوست در خاطرات خود، درباره روابط «پرویز راجی» و اشرف پهلوی می نویسد:
«روزی اشرف تلفن زد و گفت: «برای یک ماه این پرویز راجی را تعقیب می کنی، تلفنش را گوش می کنی، از زنهایی که با آنها
| پاورقی |
56
رابطه دارد مخصوصا در حالتی که کنارشان است،عکس برمی داری و همه را مرتبا به من می دهی!» از این مسئله شدیدا جا خوردم. روشن بود که اگر دستور اشرف اجرا شود، همه ساواک با خبر می شوند. شرحی به محمد رضا نوشتم و توضیح دادم که اگر این درخواست اجرا شود، از این عملیات حدود 300-200 پرسنل مطلع می شوند، یا مستقیما در جریان قرار می گیرند و یا گزارشات را مطالعه می کنند. توضیح کاملی از همه ابعاد مسئله برای محمدرضا نوشتم. گزارش به رؤیت محمدرضا رسید و به نزد من بازگشت .با کمال حیرت دیدم در زیر آن نوشته است:« انجام دهید!» محمدرضا نه تنها اهمیت نمی داد که خواهرش چه می کند بلکه اهمیت نمی داد که تمام کشور نیز از روابط خواهرش مطلع شوند. به هر حال، دستور اشرف اجرا شد. هر روز یک گزارش تایپ شده 300-200 برگی از اداره کل پنجم ساواک ( که بخش فنی ساواک بود) به من ارائه می شد. این گزارش [حاوی] تلفن ها و رفت و آمدها و صحبت های شبانه روزی راجی بود. عکس ها ضمیمه آن بود و من همه را برای اشرف می فرستادم. این اسناد را اگر از بین نبرده باشند باید موجود باشد، چون یک نسخه آن به «دفتر ویژه اطلاعات» ارسال می شد که باید در بایگانی باشد و یک نسخه هم در اداره کل پنجم ساواک نگهداری می شد. این اسناد بسیار عجیب و شاید بی نظیر است و شامل مکالمات تلفنی راجی است. عجیب تر اینکه اشرف با وجودی که می دانست تلفن ها کنترل می شود، به مکالمات خود با پرویز ادامه می داد و هیچ اهمیتی نمی داد که پرسنل ساواک مطلع می شوند، گویی اصلا آنها جزء آدم نیستند! مثلا، اداره کل پنجم گزارش می داد که اشرف در ساعت فلان زنگ زد و گفت:« عزیزم، قربانت بروم، دیشب از عشق تو خوابم نبرد » و صحبت های عجیب و غریبی که قابل ذکر نیست و یا ساعت 4 صبح به راجی زنگ می زد که من دارم آنجا می آیم !...عکاس ساواک هم ازهمه صحنه ها عکس می گرفت و گزارشگرساواک هم می نوشت:« ساعت 4صبح والاحضرت
57
اشرف وارد شدند و ساعت فلان هم خارج شدند !» این ماجرا مدتی ادامه داشت. هدف اشرف این بود که مطلع شود که آیا راجی با زن دیگر هم ارتباط دارد یا نه ؟ و اگر دارد آن زنها که هستند و چه صحبت هایی می کنند و عکس هایشان را ببیند.
این اواخر که راجی با فشار اشرف سفیر ایران شد، ایشان هفته ای یک بار به لندن می رفت و هدفش هم صرفا دیدن راجی بود. راجی نیز در خاطراتش گاه اشاراتی دارد که به ژوان لُپن، محلی که ویلای اشرف در جنوب فرانسه در آن واقع است، رفتم و البته به بقیه ماجرا اشاره نمی کند و یا می نویسد که به اتفاق اشرف به رامسر رفتم. کسی که مطلع نباشد تصور می کند که این دیدارهای عادی است، ولی بنده که مطلعم و می دانم که چه خبر است.» " 1 ".
ماجرای اختلاف «اشرف» و «راجی»
اشرف پهلوی به دلیل داشتن روحیه تنوع طلبی اش، پس از مدت کوتاهی معاشرت با مردان دلخواهش آنها را مطرود می ساخت. در این میان «پرویز راجی» یک استثنا به حساب می آمد؛ زیرا در میهمانی های اشرف او را در برابر چشم میهمانان به باد کتک می گرفت و به او الفاظ رکیک و ناسزا می گفت و جالب اینکه اشرف در برابراو کرنش نشان می داد و حتی در میهمانی های نیمه خصوصی به پای « پرویز راجی» می افتاد و طلب عفو می کرد:
«پس از مدتی، پرویز راجی در محفل اشرف پیدایش شد و اشرف یک دل نه، صد دل عاشق او شد. اشرف اینقدر خاطرخواه راجی شده بود که او اغلب اوقات با معشوقه دلسوخته [اش] قهر می کرد و اشرف نازش را به جان می خرید، حتی جلوی مردم در
| پاورقی |
58
کمال بی حیایی به پرویز راجی می گفت:
من مخلصتم، من نوکرتم، غلط کردم.
و راجی اورا در حضور نزدیکان اشرف کتک می زد و اشرف از این کار او نه تنها ناراحت نمی شد، بلکه لذت هم می برد.» " 1 ".
و درست به دلیل همین رابطه بیمار گونه بود که «پرویز راجی» از مقام دبیر اولی ناگهان به مقام سفارت در یکی از پایتخت های درجه اول دنیا یعنی لندن رسید و جالب تر از همه اینکه به جای وزیر امور خارجه وقت، اشرف او را به عنوان سفیر ایران در انگلستان به طور رسمی به شاه معرفی کرد. اما راجی نمک خورد و نمکدان شکست و در مقام سفیر ایران در لندن به دختری انگلیسی دل باخت و همین مسأله موجبات خشم اشرف را پدید آورد:
«راجی در لندن با دختر یک شاعر معروف انگلیسی آشنا می شود و هردو به هم دل می بازند و این دل باختگی موجب شد که دیگر به اشرف کاری نداشته باشد و روی این اصل، یک شب اشرف ناگهانی به لندن می رود و بدون اطلاع قبلی وارد منزل راجی می شود و چون دخترک را در آنجا می بیند سیلی محکمی به گوش او می زند.
راجی هم قهر می کند و همراه دختر از منزل خارج می شود و تا مدتی رابطه خود را با اشرف قطع می کند، اما در سفرهای بعدی مجلس آشتی کنان فراهم می گردد و دو دلداده پیر و جوان بار دیگر به هم می رسند.» " 2 ".
بدین ترتیب رابطه آنها تا واپسین روزهای سقوط رژیم شاه ادامه یافت و «راجی» هرگاه که اداره می کرد و به ویلای اشرف واقع در ییلاق ژوان لوپن در نیس فرانسه می رفت و چندین روز در کنار اشرف بود.
| پاورقی |
59
البته شرح مفاسد اخلاقی اشرف پایانی ندارد زیرا او همیشه با چند نفر ارتباط همزمان داشت. روایت این مسئله از زبان حسین فردوست چنین است:
«اگر قرار شود لیست مردانی که در دوران 37 ساله سلطنت محمدرضا با اشرف رابطه داشتند تهیه شود، علیرغم دشواری و غیر ممکن بودن کار،... مسلما لیست طویلی خواهد شد. در زمان فوزیه مدتی اشرف معشوقه تقی امامی شد، در مسافرت مصر مدتی با ملک فاروغ بود در سالهای 1331- 1332 که در پاریس بودم و به دیدار اشرف می رفتم می دیدم که با سه مرد رفیق است. دو نفر اهل پاریس و یکی افسر جوان اهل یوگسلاوی بود که گویا آجودان شاه یوگسلاوی بوده و به فرانسه پناهنده شده بود و احتمالا بی رابطه با آژانس های جاسوسی نبود. اشرف در پاریس از مادر و خواهرش جدا شده و برای خود اتاق جداگانه ای گرفته بود. من هرگاه که به دیدارش می رفتم می دیدم که یک مرد گردن کلفت ... در اتاق است ... او در همان حال معرفی می کرد که ایشان سروان، آجودان شاه یوگسلاوی است ... دفعه دیگری رفتم . ساعت 9-10 می دیدم که پسر قد بلند و خوش تیپ فرانسوی با لباس خواب در دستشویی است ...و...» " 1 ".
یکی دیگر از مردانی که«اشرف » برای مدت کوتاهی به او علاقه مند شد،«گلسرخی» نام داشت. در کتاب «ارتش تاریکی» در این باره می خوانیم :
«بعد از راجی، اشرف پهلوی فورا جوانی به نام گلسرخی را پیدا کرد . گلسرخی در تمام سفرها همراه اشرف پهلوی بود و می بایست به عنوان منشی مخصوص، اتاق کناری مقر اقامت اشرف به گلسرخی داده شود. البته گفتنی است در این زمان اشرف پهلوی همسری به نام مهدی بوشهری داشت. وی صاحب و مدیر « خانه
| پاورقی |
60
ایران» واقع در خیابان شانزه لیزه پاریس بود .» " 1 ".
کسانی که با اشرف پهلوی ایجاد رابطه می کردند، می کوشیدند تا از وجود وی حداکثر استفاده را نمایند و به ثروت و مکنت یا پست و مقامی دست یابند. خود اشرف هم در این باره به این گونه افراد یاری می رساند. ارتشبد فردوست در این باره می نویسد:
«زمانی که مصطفی قلی رام مدیر عامل بانک عمران به محمدرضا شکایت کرد - که اشرف برای احداث ساختمان های کن مبلغ 300 میلیون وام گرفته و حال 300 میلیون تومان دیگری می خواهد - من جهانشاهی، رئیس دفتر اشرف را خواستم و گفتم که این پولهای گزاف و حیف و میل ها کار شماست. جهانشاهی بلافاصله گفت من بی گناه هستم و اشرف طرح خانه سازی کن را به جوانی داده و تأکید کرده که او را بیاورم تا خودش توضیح بدهد. آن جوان را آورد. دیدم جوانی است بیست و دو وبیست و سه ساله و بسیار خوشگل ... پرسیدم طرح شما به کجا رسیده و تا به حال چه کرده اید؟ گفت در حال خط کشی هستیم و گفتم شما برای خط کشی سیصد میلیون تومان گرفته اید و حالا سیصد میلیون تومان دیگر می خواهید؟ فهمیدم جریان چیست .جهانشاهی گفت:[اشرف ] این همه پول را گرفته و به این پسرک داده بود ...چرا؟ چون عاشق او شده بود ...» " 2 ".
دامنه فساد، قدرت و نفوذ جهنمی اشرف در زمان پادشاهی برادرش محمدرضا، به ویژه در سالهای پایانی آن دوران، آنچنان گسترش پیدا کرده بود که امروز حتی عناصر وابسته به رژیم پهلوی نیز در کتاب های خاطرات خود که این روزها منتشر می نماید به آن اشاره کرده و می کوشند تا به نوعی وجود رابطه خود با اشرف را کتمان کرده
| پاورقی |
61
و در مواردی حتی خود را در تقابل با وی معرفی کنند. مرتضی مشیر نماینده رستاخیزی شهر «فسا» در مجلس فرمایشی آن سالها در کتاب خاطرات خود می نویسد:
«...بعد از انتخابات ... در جلسات عمومی نمایندگان وخصوصی زیاد با هویدا برخورد و دیدار داشتم، اوایل مجلس بود که بر اثر تحریک علم وزیر دربار و اشرف به خاطر کاندیدای شکست خورده مورد علاقه آنها علیه من صف بندی کرده بودند که اگر بتوانند اعتبار نامه مرا در مجلس رد کنند و من که در جریان این فعالیت ها بودم به وسیله یکی از دوستان برای هویدا پیغام فرستادم که ماجرا از چه قرار است و اگر علم و اشرف دست از تحریکات برندارند آنچه را که نباید گفته شود در مجلس عنوان خواهم کرد ... هویدا پیغام فرستاده بود که اولا در مجلس کسی جرأت نخواهد کرد با اعتبار نامه شما مخالفت کند ...ولی فلانی اگر اشرف با شما طرف باشد نه زور من به او می رسد و نه زور شاه، دیگر خود دانید. بعد قضیه روشن شد، به وسیله سکرتر آقای علم که زن پسر کاندیدای شکست خورده، وکیل مورد علاقه اشرف بوده .» " 1 ".
اگر چه به نظر می رسد، این نماینده رستاخیزی در فرازهایی از خاطراتش در مورد مبارزه اش با باند اشرف دچار اغراق گویی شده باشد، اما درباره قدرت بلامنازع اشرف در این نوشته نمی توان تردید کرد . جالب اینکه حتی برخی دیگر از اعضای خانواده پهلوی نیز در کتاب های خود هر یک کوشیده اند تا حساب خود را از اشرف جدا کند.
| پاورقی |
62
+ نوشته شده در شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۷ ب.ظ توسط مهران بنگری
|
مجله مصورخبری گوناگون شامل گزارشات خبری مصور،مناظرزیبای طبیعی وحیات وحش تصاویر جالب ودیدنی از چهار گوشه جهان